می دانستم سالی دو سه بار متولد می شدم !!!
الان خوش حالم این قدر که حالم را درک نکنی . که بخندم از ته دل به چرت و پرت هایی که می گویم . که حتی بد ترین حرف های این آدمی که فکر می کند چه قدر خوب می تواند اذیتم کند را نمی شنوم . شاید ....شاید خیلی هم خوب نباشد این همه احساس اما ،اما،اما مهم این بود که به فکر بودی . آن هم اینطور ! فراموشم نمی شود . نه نمی شود . (چقدر حرف بود که یادم رفت !!!)
توسط ارنواز صفری در پنجشنبه،17 فروردین 85 | لینک ثابت
لینک به این مطلب
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/3
نظرات
باز هم تبريك مي گم
سلام !تبريك به مناسبت دات كام شدنت. يه كار مثلا داستاني از نوع كوتاهش زدم روي وب. اگر بياي نظر بدي ممنون مي شم!
بابا! سايت! مبارك ها باشه. فقط تروخدا از اون عكسا نذار جاي غالبت. بي هپي!
نظر شما


مبارك باشه. بابا بورژوا!!! از اين به بعد مجبوري داستانهاي توپ بنويسي كه تو رو جون خدا قصه داشته باشند و معماهاش براي زير هجده سال باشه كه من بفهممش. ( عشق انتزاعيه يك طرفه ي مازوخيستيه فلان و بيسار. ) من نميدونم جوونا اين چيزا رو از كجاشون در ميارن. به خداها!!!
توسط: شب نويس | پنجشنبه،17 فروردین 85