فقط دیگر تنها نیستی ... فقط دیگر تنها نیستی ... فقط دیگر تنها نیستی ...فقط دیگر تنها نیستی ... فقط دیگر تنها نیستی ... فقط دیگر تنها نیستی ... و درست نمی دانم چند بار دیگر باید تکرارش کنم برای اینکه این بار از روی گلویم برود کنار . برای این که نگاهت که می کنم خیلی چیز هارا نبینم . می دانی ؟ فقط دیگر تنها نیستی . مهم هم نیست ها . من شوک شدم . هم از دیدنت دقیقن کنار دستم و هم از این همه چیز های جدید .
کاشکی زود تر همه چیز تموم شه . منظورم دقیقن همه چیزه . نه الان بگذره چون بعدش هیچی وجود نداره .
هی نیا و برو . داری اعصابمو خورد می کنی .
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/39
انگار من نوشته ام...انگار کسی کلماتی که مدت ها ست در ذهنم ماسیده نوشته است...انگار من بودم...فقط دیگر تنها نیست!
راستش رو بخوای اینو نفهمیدم.. یعنی حسش رو هم نگرفتم.. مخاطب عوض می شه انگار.. یا من گیجم نصف شبی..
chi begam? adam hichi nemitoone bege. bas ke shakhsiye. ya shayad bas ke har harfi bezani kolliye, chon nemidooni jaryan chiye


خیلی هم لازم نیست تو این جهنم کسی کمک کنه...÷ست پایینت محشر بود...
توسط: گلی | چهارشنبه،5 مهر 85