حنجره
« ... | صفحه اصلی | »
گر چه عمری تکیه کردم بر درختان عقیم پشت جنگل ها نهال نو رسی دارم هنوز

این که هی می نویسم این روز ها و می گذارم این جا برای این است که فراموش کنم خیلی چیز ها را . که این صدای لعنتی تکراری از تو گوش هام برود بیرون که هیچ چیز نیستم و کاملن بی ارزشم . که فقط مزاحمم و یک دختر احمق هستم در اغلب مواقع . که حالم از خودم کمتر بهم بخورد شاید . که هی یادم نیافتد که هیچی چیز نیست . تخیل اضافی نکنم . که مرگ عمه را فراموش کنم . که نگران سنگ قبر اش نباشم . مسخره شده ام می دانم . مثل همین چند روز پیش . اصلن مثل تمامی این روز هام . همش به حرف هایی که تا حالا زده ام فکر می کنم . که از کی شروع شد . که من که نمی خواستم هیچ وقت شروع بشود چرا حالا وضع ام این شده .دارم پرت و پلا می گویم میدانم اما واقعن لازم دارم این قدر بگویم که خواب شوم .
نمی دانم چرا این جوری شد ولی خوب بود که سریع بار را برداشتی . که اجازه ندادی هی نفس عمیق بکشم .
امروز متولد شدم . خیلی روز گهی بود . نه به خاطر تولد . به خاطر بهم ریختن تمام برنامه هام . از صبح که چشم باز کردم توی کلاس بودم و در جریان درس و حالا هم که این جا ام . با این اخلاق سگی . فقط وقتی را که دوستی قدیمی زنگ زد بابت تبریک و یکی دیگر هم بعدش و بعدش با نیوشا قرار فردا را گذاشتم خوب بود . همش به خودم فحش دادم که چرا این روز ها .
انگار همه ی آدم های اطرافم قطب های هم نام شده باشند . انگار کنار هم دیدنشان محال شده باشد . انگار واقعن قرار باشد نشود . نمی دانم .
چند تا اس ام اس تبریک و چند تا زنگ تلفن گیرم آمد امروز . دستاورد خوبی بود . به مادر ثابت شد که آن قدر هام تنها نیستم . که کم کم در سال یک روز اش هست که کسی به یادم بیافتد و این همیشه من نباشم که انرژی می گذارم .

sad.jpg


عکس را سرچ کرده ام .

توسط ارنواز صفری در یکشنبه،20 اسفند 85 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/86

نظرات

قرار بود که این قطب های همنام جفت بشوند که!

خیلی گلی خوشگه ها دختری یا پسر من اگه پسرم باشی به تو می گم دختر
بوس برای تو
خدا فظ

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.