حنجره
« گر چه عمری تکیه کردم بر درختان عقیم پشت جنگل ها نهال نو رسی دارم هنوز | صفحه اصلی | هزارتوی پن »

امروز شنیدم که رفته ای
و دلم باز شکست
و تنم باز گریست
و نگاهم پی یادی گم شد
من چه تلخم امروز .


نصرت رحمانی

لعنت به من . لعنت به وجود من . آره . واقعن هم . چیه آخه این جوری بودن . آویزون بودن . نکبت بودن . حالم از خودم بهم می خوره . تحمل خودمو ندارم . به هر سوراخی آویزون می شم واسه این که به خودم فکر نکنم .

مرسی دختر جون . خیلی روز خوبی داشتم باهات . فیلم هم خیلی خوب وبد . اسکار هم . و ناهار هم . و گردن بند ها و دست بند ها و خنده ها و همه چیز امروز تا شبش عالی بود . خوشگل کردن سایت ام از همه بهتر !!! خوب خندیدیم . اگه اون جا نبودم از بهم خوردن برنا مه هام داغون بودم و تازه گرفتار یه مهمونی افتضاح .


کیک هم خریدم . بعد از دادی که بابا دیشب سرم زد توقعی هم نبود که پیش هم باشیم بابت تولد من . که کسی برام کیک بخره امسال رو . نمی دونم چرا این جا آدماش این جورین . همه چیز رو با پول می سنجن . مهم نیست . مهم این بود که من هجدهم شد نوزده و هنوزم متعجبم یه روز تو سال چه جوری این همه مهم می شه که آدمای سال ها پیش یادت میکنن و یک عالم اس ام اس از کسایی میاد که نمی شناسی . که چقدر هم صمیمی ان بعضیاشون .


red%20danse_oil.jpg


اگر اطلاعات ام ته نکشیده باشد اسم نقاشی رقص سرخ است اثر ال گرکو .


توسط ارنواز صفری در دوشنبه،21 اسفند 85 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/87

نظرات
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.