حنجره
« schloss neuschwanstein | صفحه اصلی | سه نقطه »
باخته ام . به همین راحتی .

باید بفهمم کجا ایستاده ام . باید چشم هام نسوزد و به همه ی چیز هایی که گفته ام خوب فکر کنم و ببینم کجای کارم اشتباه بوده . باید تو را تصور کنم که داری می روی و شده ای همان نقطه ی سیاه دور از دست . که داری گم می شوی این بار بی هیچ باز گشتی . باید نگذارم گونه هام خیسی را حس کند . این بار هم مثل همیشه نباید چشم هام قرمز شود . باید به خیلی چیز ها فکر کنم . به آمدنم . به این طور رفتنت . به سوزش دلم . به تمام بچگیهای این مدتم . باید بفهمم کی هستم . باید بفهمم چرا این طوری شد . باید بدانم چرا . باید این تنهایی را بگذارم کنار به هر قیمتی . باید جرات کنم و بهت زنگ بزنم . باید بی هیچ فکری این کار را بکنم . باید بگذارم اگر می خواهی بروی، بروی . باید بگویم دوستت دارم که یادت نرود . که بدانی . باید بفهمم این گوشه ی اتاق که اشغال اش کرده ام اصلن جای مهمی نیست . باید بدانم این قدم ها که بر می دارم اصلن قدم های بزرگی نیست . باید بدانم این منم که لازم دارم بودنت را . منم که می خواهم . باید بدانم خیلی کوچکم . خیلی . باید بدانم خیلی کم ام .کم. باید بدانم که خیلی بزرگی .خیلی بزرگ. باید خیلی چیز ها را بدانم . کجا بود و توی کدام فیلم بود که می گفت می شود از ندانسته ها ی آدمی نمایشگاه زد . از ندانسته هایم می توانم نمایشگاهی سالیانه بر پا کنم . از نفهمیدن هام هم . از نفهمی هام هم . بی خیال اش می شوم .
دلم می خواهد مثل لوسیا توی فیلم س ک س و لوسیا بروم به آن جزیره و روی آن گل ها بخوابم . پیراهن گلدار بپوشم و زیر آفتاب بروم و بیایم و هزار بار بیش تر به خودم بگویم که چی هستم و این قدر تکرار اش کنم که باورم شود . همان جا بمانم و هیچ وقت برنگردم به این اتاق ها که همه شان بوی نا می دهند انگار . شاید هم منم که بوی نا می دهم . هر جا می روم همین بو را می دهد این روز ها . دلم می خواهد کسی باشد که دنبالم بگردد . که بدانم کجا رفته ام . دلم می خواهد لوسیا باشم اصلن .


sex and lucia.JPG


توسط ارنواز صفری در چهارشنبه،16 خرداد 86 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/168

نظرات

khube ke ziad minevisi arnavaz. adam harvaght miad ye neveshteye jadid inja hast. va hichkodum ham zaeef nis. dari khub minevisi be nazaram. faqat ye kam shakhsie, in ham irad nist. i

mage majboori vaghti harf bara goftan nadari. vali vaghean baziash khandedar bood. benazare man boro too kare tanz.

غمین مباش و می اندیش .. که اگر چه بر دل نازک غمی افزود بگذرد

doste khobam fogholade minevisi va man kheyli neveshtehato dost daram....omidvaram hamishe hamintor bemone va balek ham behtar

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.