حنجره
« کافیست دیگر | صفحه اصلی | من!!! »
نگاه کن

negah kon.JPG


1

سال بد
سال باد
سال اشک
سال شک.
سال روز های دراز و استقامت های کم
سالی که غرور گدایی کرد .
سال پست
سال درد
سال عزا
سال اشک پوری
سال خون مرتضا
سال کبیسه ...
2

زنده گی دام نیست
عشق دام نیست
حتا مرگ دام نیست
چرا که یاران گم شده آزادند
آزاد و پاک ...
3

من عشق ام را در سال بد یافتم
که می گوید «مایوس نباش » ؟ _
من امید را در یاس یافتم
مهتاب ام را در شب
عشق ام را در سال بد یافتم
و هنگامی که داشتم خاکستر می شدم
گر گرفتم .

زنده گی با من کینه داشت
من به زنده گی لبخند زدم ،
خاک با من دشمن بود
من بر خاک خفتم ،
چرا که زنده گی ، سیاهی نیست
چرا که خاک ، خوب است .

*
من بد بودم اما بدی نبودم
از بدی گریختم
و دنیا مرا نفرین کرد
و سال بد در رسید :
سال اشک پوری ، سال خون مرتضا
سال تاریکی .
و من ستاره ام را یافتم من خوبی را یافتم
به خوبی رسیدم
و شکوفه کردم .

تو خوبی
و این همه ی اعتراف هاست .
من راست گفته ام و گریسته ام
و این بار راست می گویم تا بخندم
زیرا آخرین اشک من نخستین لبخند ام بود .
4

تو خوبی
و من بدی نبودم.
تو را شناختم تو را یافتم تو را در یافتم و حرف هایم همه شعر شد سبک شد .
عقده هایم شعر شد سنگینی ها همه شعر شد
بدی شعر شد سنگ شعر شد علف شعر شد دشمنی شعر شد
همه شعر ها خوبی شد
آسمان نغمه اش را خواند مرغ نغمه اش را خواند آب نغمه اش را خواند
به تو گفتم : « گنجشک کوچک من باش
تا در بهار تو من درختی پر شکوفه شوم . »
و برف آب شد شکوفه رقصید آفتاب در آمد .
من به خوبی ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبی ها نگاه کردم
چرا که تو خوبی و این همه ی اقرار هاست ، بزرگ ترین اقرار هاست . _
من به اقرار هایم نگاه کردم
سال بد رفت و من زنده شدم
تو لبخند زدی و من برخاستم .
5

دل ام می خواهد خوب باشم
دلم ام می خواهد تو باشم و برای همین راست می گویم

نگاه کن :
با من بمان !

احمد شاملو / 1334


+ به آقا !

توسط ارنواز صفری در دوشنبه،18 تیر 86 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/196

نظرات


ما آدمها باید یاد بگیریم بضی وقتا با صداقت توی تنهاییمون بشینیم و ذهنمون رو عریان کنیم ... باید بفهمیم چقدر آشغالیم... .

وقتی آشغال بودنه خودمون رو ببینیم اونوقت به راحتی می ریم حمام.

harf haye khonnagh shode ra gerye mikonand. neminevisand.

harf haye khonnagh shode ra gerye mikonand. neminevisand

تو را به شعرمیکشم چو واژه پیشمی
روی مرگ فرا نمیرسد تو تازه خلق می شوی
...........
نه ؟
.....
زنده گی با من کینه داشت
خاک با من دشمن بود
تو خوبی
و این همه ی اعتراف هاست .
.........
و هنگامی که من از این شعر لذت می برم ......

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.