
من عریان ام
لخت
برهنه
بی لباس
و هیچ چیز شبیه من نیست
و هیچ کس
من طرح اندام مزخرفی دارم
- روزی که لخت و بی لباس پای تلفن بودم این را فهمیدم -
موهام روی گردن ام می ریزد و روی پشت قوز کرده ام
شانه هام به طرف جلو خم است
سینه هام شکل خاصی ندارد
فقط یک خال روی سینه ی چپ
- مثل همان زن توی فیلم وانیلا اسکای -
پایین تر شکم ام هست و ناف رویش
پایین تر اش پاهام شروع می شود
درباره ی بخش بعدی دوست ندارم حرف بزنم
بعد زانو های گره خورده
بعد قوزک پام
که همیشه
توی جوراب است
وقت خواب
وقت بیداری
همیشه
ناخن های پام گاهی وقتها لاک دارند
گاهی بلند اند
گاهی از ته می شکنند
بالا که برگردی
از روی شانه هام دو تا دست در آمده
دو تا دست که تا به حال دو نفر گفته اند دوستشان دارند
- یک نفر هم گفته سینه هام را دوست دارد -
دست هام یعنی تنها عناصر دخترانه ی وجود ام
یک خال هم روی بینی ام دارم
یکی هم روی شقیقه ام
و یکی هم کف پام
و یکی هم آن جایی که نمی خواهم در باره اش حرف بزنم
من عریانم
لخت
برهنه
بی لباس
جلوی پرده ی آبی اتاق خواهر ام
رو به روی آینه اش
و دارم خودم را وا رسی می کنم
بر آمدگی کوچک شکم ام را
فقط این قدر که از زیر دست ها سر بخورد
کبودی روی پهلو ام را
به قدر یک ضربه ی آرام بود
زخم روی زانو ام را
به کوتاهی زمین خوردن روی پل عابر پیاده
انگشت سبابه ی چپ ام را
با جای زخم روی اش
که از عید دارم اش
می کشم روی گلوم
که صدایی که از توش در می آید
بنا به حالت ام تغییر می کند
- هیجان زده که هستم جیغ جیغی
سرم که کنار پای کسی ست کمی بم
حرف که می زنم خیلی بلند -
و دنبال سیب اک اش می گردم
من عریانم
لخت
برهنه
بی لباس .
ارنواز صفری
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/206
تنهایی
تنهایی
... و باز هم تنهایی ... .. .
زنانگی مهجور زخم خورده ی ما را تو می نویسی و من بغض میکنم...
nemidunam chera khosham umad...hamin.


و این اندام هوسناکت انگار که دارند حیف می شوند ... .
توسط: رالف | چهارشنبه،3 مرداد 86