شب دلتنگی ست. اما حس های خوبی هم ته اش هست که آرام ام می کند. حرفی و جوابی که اطمینان ام را زیاد می کند.
شب تنهایی ست . به هر کس می گوی ام باهام حرف بزند ، چیزی نمی گوید. اس ام اس ها همه بی جواب مانده هنوز.
شب سردیست. دست هام یخ زده. باید بروم زیر پتو برای خود ام و چراغ قوه را روشن کن ام و کتاب بخوان ام. قصه های بابام.
شب تاریکیست. از پشت پرده ها چیزی پیدا نیست. سرک هم نکشید ام که ماه را ببینم.تو بعدن بگو که آسمان امشب ماه داشت یا نه.
شب خوبیست. توی خیال ام می روی و می ایی. هستی مدام و آن قدر حس غرور می کن ام که برای ام فرقی ندارد کی چی می گوید.
شب مرموزیست. آدم هایی سر و کله ی شان پیدا شده که برای ام خیلی غریب اند. خیلی دور. آدم هایی که به زور سلام می کنند و بی خداحافظی هم می روند. اما تمام مدت توی ذهن ام هستند.
شب دوست داشتنی ایست. موهام را ریخته ام دور ام و حس زن بودن می کن ام. آرایش ملایمی هنوز روی صورت ام دارم و دل ام می خواهد می شد این طوری ببینی ام. با پلیور سبز ام و دامن خاکستری ام.
شب آرامی ست. صداهایی که می آیند یکی صدای نفس هام است و یکی صدای زنی که فرانسه می خواند. " بگذار سایه ی سایه ات باش ام " می گذاری؟
شب در همی ست. همه ی حس هام با هم حس می شوند. یک عالم جمله توی ذهن ام ریخته اند برای خودشان. همه ی اندام ها و عضو هام را حس می کنم. به همه ی متن هایی که این چند روزه خوانده ام فکر می کنم. به همه ی آهنگ هایی که گوش داده ام. به همه ی حرف هایی که شنیده ام .
شب دلشوره آوری ست. دل ام می خواهد بیای ام بالا ی سرت و مطمئن شوم که منظم داری نفس می کشی. این تخم لقی ست که مادر ام کاشته. این که چک کن ام ببینم نفس هات منظم باشد را می گویم. دل ام می خواهد صبح که شد و زمان اش که رسید که بیدار ات کن ام قلب ام را بگذارم کنار گوش ات و چشم هات را باز کنی و با صدای بم ات بگویی " قلبت چه تند می زنه."
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/266
اي بر پدر پدر... روزگار...!
چي بگم؟ والا نمي دونم! اما خيلي خوبه ها! دخترك نثرتو مي گم.
و حس نوشته هات.
و كلاً همه چيزت.
ey vaay.
روی صورت ام دارم و دل ام می خواهد می شد این طوری ببینی ام. با پلیور سبز ام و دامن خاکستری ام.
faghat too hamin ye khat mese aadam mitoonam azash lezzat bebaram o be in fek nakonam ke har vaght mikhaam bara ye matni ke khosham nayoomade harfi bezanam be in fek mikonam ke aakhe man asan cheraa baayad chizi benevisam, asan kechi.


اگه من بودم یه شب رستگاری هم اضافه میکردم. گفتم بهت که به یه آرامشی رسیدم، چیزی در مایه های رستگاری و اینا.. احتمالن آرامش قبل طوفانه!
توسط: نیوشا | یکشنبه،2 دی 86