حنجره
« اجازه ؟ | صفحه اصلی | ترسیده ام »










راز این روز های ام این است . توی خیال ام باهات همه جا می روم و می آیم. خوش حال ام و لبخند می زنم. تنها می روم خرید و توی خیال ام نظر ات را می پرس ام. می روم بیرون برای ناهار و توی خیال ام تو هم هستی که باهات ناهار می خورم. می روم سینما و منتظر می مانم و تو می رسی و می رویم از توی سرمای بیرون توی سالن و فیلم را نگاه می کنیم . می روم موزه و باهات در مورد کار ها حرف می زنم. می رویم کافه چایی می خوریم و هات چاکلت. می رویم پیاده روی . می رویم برف بازی. می رویم و می رویم و زندگی می کنیم و زندگی می کنیم. شب من می آیم خانه و از یک روز با تو بودن خوشحال ام . هر جا که بوده ام یک اس ام اس فرستاده ام و حال ام این قدر خوب است که عالی باشم تمام شب تا صبح را. بعد فردا بیدارت می کنم و دوباره راه می افتیم توی خیابان ها برای کارهای مان. اداره ی پست ... ساز فروشی ... باشگاه ورزشی ... کلاس رقص ... کلاس زبان ... میوه فروشی ... شیرینی فروشی ... غذا فروشی ... . شب می آیم خانه و سر کوچه که می رسم خداحافظی می کن ام و می گوی ام دوستت دارم و خیلی آرام می چرخ ام و کلید می انداز ام می آیم تو و اس ام می دهم که رسید ام و ... .













توسط ارنواز صفری در سه شنبه،18 دی 86 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/285

نظرات

من که میدونم منو میگی [امیدواری کاذب]

man oryanam oryanam oryanam

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.