حنجره
« می رقص ام تمام این شب ها ... . | صفحه اصلی | ....... »
sorry the page is not available

چند نفر دارند توی تلویزیون جیغ و داد می کنند و روی برف ها سر می خورند و سر خوش اند. این طوری نگاه ام نکن در دسترس نیست . این قدر سراغ اش را از من نگیر نمی شود . تمام. خلاص.







طوری می گوید مواظب خود ام باش ام که یاد مادر م می افتم که می گوید مواظب خودت باش و چیزی توی ذهن اش نیست وقتی این را می گوید جز باکرگی دختر نوزده ساله اش.







من کاملن می دان ام که می خواهی . که بشود. لحن گفتن ات از توی این دو تا گوش کاش صاحب مرده ام نمی رود بیرون . حتا بشود که می شود هم نمی رود بیرون. صدات پشت تلفن. دلقک بازی های من احمق که احمقانه می خند ام را ندیده بگیر. فردا که متولد می شوی برای بار بیست و یکم از اول اول به دنیا بیا و خوب باش. روی خوب اش تاکید دار ام . بی خیال این آدم های نفهم شو . بی خیال من نفهم تر از همه که اصلن نمی دان ام چه می گویم. که اصلن نمی دان ام حواس ام کجاست. بعد تلفن تو دل ام می خواست بروم بمیر ام نه که خذاب کن ام خود ام را سر کسی که خود اش کار دارد اما کرد ام . و حال ام خراب تر شد . خوب باش لعنتی می فهمی؟ خوب خوب خوب خوب خوب خوب باش. من می خواهم ات خوب ... زنده ... سر حال. دنیا به همه ی نداشته هامان تو را به خدا . دنیا به همه ی نداشته هایت. بفهم چی می گویم . بفهم از پشت این خط ها عر که می زنم که بخندانم ات حواس ام به همهچیز هست فقط نمی دانم چرا از بس نمی خواهم باور کن ام جریان را می زن ام خود ام را به کوچه ی علی چپ. هی خواست ام اس ام اس بدهم بهت بعد اش که نگران نباش نتوانست ام خود ام را راضی کن ام . دلیل اش هم این حس مزخرف نباید باشی ارنواز ام است . خوب ام ها . تو که می دانی . تو از همه ی این حرف ها خبر داری. گیر ام ه از توی شناسنامه ها بی خبر باشی و گیر ام که من لج ات را در بیاورم تمام مدت سر نگفتن هام. نمی دان ام که چطوری این اخلاق گه ام را برای ات توجیه کن ام . دست خود ام نیست . قول و قرار هام زیادی سفت و محکم اند. راستی! حرف ام را پس می گیر ام . من به جای 15 تا کتاب 20 تا هم قبول می کن ام .








لعنتی حواس ات به من این طرف خیابان باشد . من دار ان روی جدول راه می روم و به هنوز نگاه ام ئنبای ان نقطه ی سیاه رو به نابودی ست که حالا دیگر نه سیاه است و نه رو به نابودی . یا اگر قراری با نابودی دارد قرار است با هم نابود شویم.







توسط ارنواز صفری در سه شنبه،11 دی 86 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/275

نظرات

ارنوازم چرا نمي فهمند؟؟؟؟

راستي ايميلي كه دادي به سايت تا من بتونم كامنتا رو تائيد كنم مال خودته؟؟؟؟؟؟

خوش به حال آدمای تو تلویزیون. منم الان همین وضیتو دارم. دارن تو حیاط خونمون برف بازی میکنن، منم مثه عقده ایا دارم اونا رو نگا میکنم.

تند نوشتی. منظورم سریعه. همینطور که رسیدی پای کی برد، حرفات رو پاشیدی با سرعت بالا رو کی برد. خود معلومه نتیجه این می شه. غلط تایپی و جملات ناگزیده.

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.