
چشمان ام باز باز اند اما نمی بین ام چیزی را . خود ات را از جلوی ام بکش کنار تا ببینم آن طرف چه قرار است بشود . آن طرف دور تر از این جرف هاست که بخواه ام با دو سه تا کلمه توصیف اش کن ام . آن طرف اسم اش آن طرف است . درهای بزرگ فلزی دارد و دست من و تو بهش نمی رسد . برو کنار دور نمای اش را دوست دارم . پر از نور است و رنگ و ایده های جور و واجور. برو کنار و دست هات را از روی چشم هام بردار. داری چشم هام را می سوزانی دیگر.
توسط ارنواز صفری در یکشنبه،5 اسفند 86 | لینک ثابت
لینک به این مطلب
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/310
نظرات
نظر شما

