دل ام می خواهد دراز بکشم زیر آفتاب. تنها . دل ام می خواهد مثل بستنی آب شوم. تمام شوم .بروم پی کار ام . نه مثل بستنی چوبی که چوب ام بماند و کسی پیدای ام کند یا بتواند برای ام قصه بسازد از کسی که بوده . می خواهم مثل دو لیتر بستنی کاکائویی آب شوم بروم رد کار ام .
توسط ارنواز صفری در دوشنبه،6 اسفند 86 | لینک ثابت
لینک به این مطلب
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/311
نظرات
بستنی کاکائویی هم جاش میمونه...
to mesle khorshid betab....bezar khoobe khoob ke garm shodam khodam eine adam miram rade karam
تأثير تغيير فصله ...
نظر شما


برای من تک تک جمله هایی که نوشتم نشونه ی شروع بودن؛ یه دورم اینطوری بهش نگاه کن؛ از همون لباس های تا نشده که به معنی کنار گذاشتن رخوت و شلختگی حاصل ازش بود تا بقیه چیزایی که اتفاق افتاد و نوشتم. و فقط شعر نبود واسه همین زیاد به مرتبط بودنش فکر نکردم. و خیلی ممنون از نظرت. در ضمن بستنی وانیلی واسه اینکار مناسب تره چون رد شکلات به جا نمیمونه. البته اگه خودتم بخوای که به جا نمونه!
توسط: na30m | دوشنبه،6 اسفند 86