ببین! اون دختره که داره خاله می شه هنوز ام داره خاله می شه. پی اگه تو یا هر کس دیگه می تونه به من بگه که خاله شد ن چه حسیه یه جوری که من قانع بش ام اون دختر بد بخت هم خاله می شه اون ام واسه بار دوم و همه چیز به خیر و خوشی ختم می شه. دایی و عمو و عمه هم قبوله. حس مهم تر از همه چیز که من احتیاج به یه حالت عادیش دار ام نه این حس خود ام که هر بار فکر می کن ام خاله بش ام چی می شه و می بین ام که چیز خوبی نمی شه.
+ دوباره درس خوندن یه چیز خوبی داشت امروز. اون ام اینکه من فهمید ام اگه بابای من از یه زن دیگه پسری داشته باشه و بعد با مامان من ازدواج کنه اون پسره و مامان من محرم ان. مشکل ام تو تموم زندگیم همین بود که بدون ام این قضیه جریان اش چیه که الان دیگه مشکلی ندار ام هیچی اصلن.
+ می خواب ام . خواب هام همه توی فضا های خیلی خیلی بزرگ و باز اتفاق می افتند.توی خواب آن قدر ها هم نمی ترس ام. موقع تعریف کردنشان هم کلی می خند ام. فقط نباید بگذار ام کار ذهن ام به دوباره آفرینی بکشد.
+ سرده، نیست ؟
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/323


فکر می کنی کی هستی چی هستی کجا هستی؟
انگار همه از آخرش خوششون میاد، همه باهاش بازی می کنن.
یک دنیای دیگر برای خودمون می سازیم و همیشه در حال غوطه خوردن درون اون هستیم.
چاره ای نیست چون چاره ای نداریم.
پیدا شدم پیدا شدم پیدای ناپیدا شدم
توسط: awaterfall | سه شنبه،20 فروردین 87