حرف
فکر نمی کرد برای این که بمانی لازم است همه چیز را صد باره بگوید. فکر می کرد بعضی حرف ها برای یک بار گفتن است فقط. فکر می کرد حواس ات هست و همه چیز توی ذهن ات می ماند. فکر می کرد برای بودن نیاز به حرف نیست. به بودن است. فکر های دیگری هم می کرد اما برهان خلف همه اش خود ات بودی به راحتی. دیگر خیلی وقت است فکر نمی کند خیلی. خیلی وقت است تلاش هم نمی کند برای اثبات چیزی. نمی خواهی پس نمی خواهد! به همین سادگی. دیگر قرار نیست چیزی بگوید که تو کاری را بکنی و چند باری بعد اش هم بگویی که چقدر حس خوبی داشته ای و حتا یک نفر هم ارزش اش را دارد. همین.
توسط ارنواز صفری در شنبه،24 فروردین 87 | لینک ثابت
لینک به این مطلب
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/327
نظرات
نظر شما


:( این شکلی شدم بعد خوندنش..
توسط: نیوشکا | یکشنبه،25 فروردین 87