حنجره
« خاطرات ام | صفحه اصلی | هفت ام اردیبهشت »









مرا تو بی سببی نیستی
به راستی
صلت کدام قصیده ای
ای غزل
و یا
ستاره باران جواب کدام سلامی
به آفتاب
از دریچه ی تاریک؟.






( ا.شاملو)





* هست ام هنوز. دست رد نمی شود ازم. هست ام هنوز. گوشه ی لبهام در پی حرفی بالا می روند. هست ام هنوز. اشک تا پشت چشم هام می آید. هست ام هنوز. رفته ام رد کار خود ام. هست ام هنوز. هست ام.

توسط ارنواز صفری در جمعه،6 اردیبهشت 87 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/334

نظرات

باش...همینطور که هستی...

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.