حنجره
« | صفحه اصلی | »
ترس








من دار ام اسلحه ام را می گذار ام زمین. هر بار که یک قدم از من فاصله می گیری من مصمم تر می شوم برای کنار گذاشتن اسلحه ام. هیچ وقت نمی خواست ام با اسلحه ام تو را نشانه بگیر ام. هیچ وقت. همیشه می خواست ام زود تر از تو خود ام بمیر ام. اسلحه را برای شقیقه ی خود ام ساخته بود ام. اما حالا که این همه کشیده ای عقب، خب می دانی؟ قصد ندار ام از اسلحه ام که سال هاست با خود ام دار ام اش استفاده کن ام. من دار ام اسلحه ام را می گذار ام زمین و می خواه ام با پای ام هل اش بده ام به جایی دور از دست خود ام و خودت. من دار ام اسلحه ام را می گذار ام زمین، فقط کافی است نگاه کنی.

توسط ارنواز صفری در یکشنبه،15 اردیبهشت 87 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/342

نظرات

عنوانش خیلی زیرکانه انتخاب شده.

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.