حنجره
« پنجره | صفحه اصلی | یاد »
رژین




من یه دوستی به اسم رژین داشت ام. دوست من که نبود. هم کلاسی شاید. یا حتا فقط می دید امش. الان چند روزه که دار ام فکر می کن ام اسم فامیل اش چی بود اما یاد ام نمی آد. یه دوستی داشت ام که اسم اش رژین بود حالا نه که دوست اما اسم فامیل اش یاد ام نیست. یه بار از خونه فرار کرد یه بار دیگه هم از خونه فرار کرد. من یه رژینی می شناس ام که اسم فامیل اش یاد ام نیست.

توسط ارنواز صفری در چهارشنبه،15 خرداد 87 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/353

نظرات

روژینو این جوری نمی نویسن مگه...
با مزه بود. حس آشنای فراموش کردن نام خانوادگی. حس از دست دادن لحظه هایی که هر چند که زیاد هم مهم نبودن اما لحظه های ما بودن...

سلام.خوب هست.

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.