حنجره
« اتفاق | صفحه اصلی | توپ رنگی سیاه و سفید توی عکس »
گل






می رویم باغ آقای بذال. می رو ام ته باغ. کنار استخر زل می زن ام به ماهی ها. ماهی قرمز ها. بر می گرد ام سر میز. سه تا بشقاب . یک کاسه خربزه. سه تا چنگال. سه تا لیوان آب و یخ. میز فلزی قهوه ای. می روم ام سراغ کاکتوس های آقای بذال. می آید از پله ها پایین یک گلدان کاکتوس غوره ای - که احتمالن اسم اش همین باشد - می دهند دست ام.
اس ام اس می آید که برای ات یک گلدان گل قهر خریده ام. از همان هایی که روی برگ هاش دست می کشی جمع می شوند.
می دانی ؟ این دو تا گلدان یعنی نیمی از بچه گی من.

توسط ارنواز صفری در سه شنبه،18 تیر 87 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/364

نظرات

hey...goleghahr...kaman adamee ke mishnasanesh...

فرض کن نیمی از زندگی آدم.

گل قهر ... چقدر اين گلو دوست داشتم وقتي يكيشو تو خونه داشتيم

عزیزم دلم می خواد سفت بقلت کنم....

نه اما الان دانستیم

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.