حنجره
« خیلی خری!!! | صفحه اصلی | پیش در آمد پرده ی اول »
تصویر





از دیشب تا تمام شب های بعدی ام من یک کوچه ی بن بست خواه ام داشت توی ذهن ام برای این که برویم ته تاریکی اش. شاید برویم فقط گم شویم آن جا چند دقیقه ای برای چیز هایی که می خواهیم و نمی شود غمگین تر شویم. اما شاید هم برویم ته آن کوچه ی تاریک که رز رونده ی یکی از خانه هاش از لب دیوار اش رد شده و ریخته توی کوچه، بنشینیم پای دیوار اش و نفس عمیق بکشیم و هیجان مان را که شده خیسی کف دست هامان بمالیم به لباس هایمان و آرام ... آرام ... آرام...

توسط ارنواز صفری در سه شنبه،22 مرداد 87 |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/369

نظرات

نوشته ات کاملا تصویر ذهنم شد...!


کمی غمگینتر از اینی که هستم شدم!

دلم خواست بیایم ته ذهنت یک وقتی به تنهایی و آن رز رونده اش را ببینم...

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.