صحنه ی دوم _ پرده ی دوم
یک خیابان نه چندان شلوغ را می بین ایم که آدم ها و ماشین ها از توش در حال حرکتند. ماشین ها باید یک ماکت یک طرفه باشد و راننده هاشان – تنها یا با سرنشین – با دسته هایی که از داخل تعبیه شده ماشین ها را بالا نگه دارد و راه ببرند . حرکت ها خیلی سریع صورت می گیرد جوری که انگار از یک خیابان فیلم گرفته شده و روی دور تند داریم نگاه اش می کنیم. نور هم باید کم کم تغییر کند و به غروب افتاب نزدیک شود. به نسبتی باید خیابان خلوت و شلوغ بشود و در پایان باید خیابان نسبتن خلوت باشد. فصل حاکم زمستان است اما برفی نمی آید . برف های جمع شده کنار پیاده رو دیده شوند. یک دختر جوان با یک پالتوی قرمز و شال گردن سفید باید توی اوج شلوغی خیابان از میان جمعیت رد شود . هنگاه رد شد ان او تمامی افراد توی صحنه سر جای خود می مانند و بی حرکت می شوند.
پرده می افتد.
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.hanjare.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/372


من فکر کنم طراح صحنه ش باید خیلی زحمت بکشه...
توسط: کتایون | پنجشنبه،31 مرداد 87